أبو الحسن الشعراني

28

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

كلام باطل گرديده است . « 1 » مؤلف : لفظ « اللّه » در اصطلاح ، نام ذاتى است قادر بر اصول نعم ، و تعليق قادر به اصول نعم براى آن كردند كه جز قديم تعالى بر آن قادر نيست و دگر استحقاق عبادت بر اين باشد و لا بد حدود اصطلاحى را نسبت بايد به مواضعهء اهل لغت ، آن‌گه به حسب دليل زياده و نقصان مىكنند و تغيير و تبديل . علّامه شعرانى : يعنى قيد كردند قادر بر اصول نعم نه هر قادرى ، به دو علّت : يكى آنكه كه غير خداى تعالى قادر بر اصول نعم نيست ؛ ديگر آنكه استحقاق عبادت كسى دارد كه بر اصول نعم قادر باشد . مطلب ديگر آنكه معناى اصطلاحى بايد با لغت تناسب داشته باشد ، آن‌گاه در اصطلاح قيودى بر آن زياده يا از آن نقصان كنند . « 2 » مؤلف : الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * « 3 » قومى گفتند هردو به يك معناست « كندمان و نديم » و « سلمان و سليم » و « لهفان و لهيف » و معناى هردو رحمت باشد . امّا قول درست آن است كه اين دو لفظ دو معنا دارد و اگرچه اشتقاق هردو از رحمت است ؛ چه رحمان بليغ‌تر باشد از رحيم ، كه فعلان بناى مبالغه بود ، چون سكران و غضبان ، پس رحيم بليغ‌تر است از راحم . علّامه شعرانى : ظاهرا سقط دارد ، حاصل مضمون آنكه رحمان در مبالغه بيش از رحيم و رحيم بيش از راحم است . « 4 » الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . « 5 » مؤلف : [ در مراد از « عالمين » اين روايت را نقل مىكند : ] از وهب بن منبّه روايت است كه حقّ تعالى را هجده هزار عالم است كه دنيا يكى از آنهاست كه مساكن

--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 45 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 35 . ( 3 ) . حمد ( 1 ) آيهء 1 و 3 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 35 . ( 5 ) . حمد ( 1 ) آيهء 2 .